پُرگيلسن در ايسلند دورافتاده ميزيست، يعني در شمالي و غربيترين نقطهٴ جهان متمدن. او كتاب شاهان، كتاب ايسلنديان (حدود 1127)، و كتاب اماكن را به زبان ايسلندي نوشت. كتاب آخري شرحي دارد دربارهٴ كشف و استعمار ايسلند به وسيلهٴ نروژيان. اِداها را هم كه قبلاً مورد بحث قرار گرفت، بهخاطر محتواي تاريخيشان ميتوان در اينجا ذكر كرد.
13. روسي. نسطور كيِفي، پدر تاريخ روس، تاريخي به زبان روسي نوشت، شامل شرح رويدادها از زمان طوفان نوح تا سال 1110؛ سيلوستر كيفي كه گاه او را موٴلف واقعي يا محرر آن كتاب ميدانند، ذيل وقايع را تا سال 1125، تأليف كرد. هر دو كتاب از مآخذ بيزانسي و سالنامههاي رومي قديميتر، كه اينك، در دست نيست، اقتباس شده است. دربارهٴ اهميت آنها جاي اغراق نيست.
14. كشميري. اغلب سالنامههاي هندي بهخاطر فقدان كامل بيطرفي، روح انتقادي، و ذكر دقيق سنوات، تقريباً فاقد ارزش تاريخي است. اين مطلب را در مورد تمام سالنامههاي هندي قرون وسطا، ميتوان تعميم داد، اگر سيلان را در جنوب و كشمير را در شمال بخشي از هند نشماريم. مسلماً با ارزشترين سالنامههاي شبه قارهٴ هند، و ميتوان گفت تقريباً تنها سالنامههاي باارزش اين منطقه، به اين دو نقطهٴ منتهااليه هند تعلق دارد. اين تاريخها عبارت است از ماهاوامسا كه ماهاناما (نيمهٴ دوم سدهٴ پنجم)، آن را به زبان پالي نوشت؛ و راجا تارانگيني (جويبار شاهان) بهزبان سانسكريتي از كالانا، مورخ كشميري، كه در 1148، به اتمام رسيد و براي مطالعهٴ تاريخ و باستانشناسي كشمير اهميت شاياني دارد.
15. چيني. گروه عجيبي از نوشتههاي تاريخي چيني، كه با همهٴ آثار ديگر تفاوت دلچسبي دارد، در اينجا مورد بررسي قرار ميگيرد.
تنگ مينگ ـ شيه با كمك پسرش تنگ چئون در 1134، رسالهاي درباب منشأ طايفهها و خاندانهاي چين نوشت. اين اثر، مأخذ همهٴ پژوهشهاي بعدي شد. در باخترزمين هيچ اثري همپاي آن پديد نيامده است، ولي در مجلد اول دستكم از دو اثر مشابه ديگر سخن گفتهام: كتاب النسب هشام بن محمد (نيمهٴ دوم سدهٴ هشتم)، و شوجيروكو (نيمهٴ اول سدهٴ نهم)، كه بهترتيب از خانوادههاي مسلمان عربنژاد، و خانوادههاي اعيان ژاپن بحث ميكنند.
باستانشناس ديگر چيني به نام هونگ تسون در 1149، قديميترين رسالهٴ موجود چيني را دربارهٴ سكههاي چين تأليف كرد. احتمالاً اين قديميترين رسالهٴ مستقل دربارهٴ سكهشناسي در همهٴ زبانها است. از آن لحاظ ميگوييم مستقل كه بحث دربارهٴ پولهاي رايج جزء لاينفك تاريخ سلسلههاي چيني از زمان سلسلهٴ هان به بعد بوده است.
بالاخره، دو كتاب دربارهٴ باستانشناسي وجود دارد كه از لحاظ تناسب بهتر است در اينجا ذكر گردد، گرچه دومي به دورهٴ بعدي، مربوط ميشود. وانگ فو در 1107 ـ 1111، فهرست انتقادي مجموعهٴ آثار امپراتور هوئي تسونگ را تدوين كرد. لونگ تاـ يوآن در 1176، رسالهٴ مشابهي